گوش میمون ۶ میلیون ساله، راز راستقامتی انسان را آشکار میکند

[ad_1]
توانایی انسان در ایستادن روی اندامهای پشتی و راهرفتن دوپایی، یکی از مشخصههای بارزی است که ما را از میمونهای بزرگ انساننما و دیگر نخستیها نزدیک میکند؛ اما متاسفانه شواهد فیزیکی از این تحول تحولآفرین زیاد کمیاب است. انسان از راههای تعداد بسیاری میتواند یاد گرفته باشد که بهجای تقلاکردن با چهار دست و پا، روی دو پای خود راه برود. اما نمیتوانیم با قاطعیت بگوییم که آناتومی ما و عملکردهای مکانیکی آن چطور تکامل یافته است.
اکنون، مطالعهی جدیدی با بازدید فسیل گوش درونی یک میمون انساننمای باستانی مشخص می کند که تکامل دوپایی در انسان نه خیزشی ناگهانی، بلکه فرآیندی سهبخشی می بود که فاصلهی بین تابخوردن روی درختان و ایستادن روی زمین را پر کرد.
شواهد مطالعهی تازه از جمجمههای میمون لوفنگ با نام علمی لوفنگپیتکوس (Lufengpithecus) به دست آمده است. لوفنگ تیرهی منقرضشده از میمونهای انساننمایی است که نزدیک به شش میلیون سال پیش (در دورهی میوسن پسین) در شرق آسیا زندگی میکردند.
سیستم دهلیزی گوش درونی اطلاعات موقعیت و نحوهی حرکت حیوان در فضا را به مغز ارسال میکند
وجود برخی ویژگیها در دندانهای میمون لوفنگ مشخص می کند که این حیوان جد اولیهی اورانگوتانهای امروزی بوده است. با این حال، تجزیهوتحلیلهای دیگر از جمجمه، این میمون را به میمونهای انساننمای آفریقایی، همانند گوریلها و شامپانزهها که به راهرفتن به روشی مشتپیمایی معروف می باشند، نزدیکتر مشخص می کند.
پراکندگی اسبق فسیلی بدین معنی است که دانشمندان نتوانستهاند توالی چگونگی اغاز راهرفتن دوپایی در انسانهای اولیه را کنار هم بگذارند؛ به همین علت ماهیت بینابینی میمون لوفنگ، آن را به مثالی جالبی برای مطالعه تبدیل کرده است.
یینان ژانگ، دانشجوی دکتری دیرینشناسی در آکادمی علوم چین و همکارانش در این مطالعه به بازدید گوشهای لوفنگ پرداختند. اما بازدید گوشها برای جستجوی شواهدی از چگونگی حرکتکردن یک حاضر منقرضشده، امکان پذیر شگفت به نظر برسد.
حداقل از سال ۱۹۹۴ که فرد اسپور، کالبدشناس هلندی و همکارانش استخوانهای گوش درونی بیشتر از ۱۵۰ نخستیسان زنده و منقرضشده را اسکن کردند، دانشمندان به سیستم دهلیزی به گفتن راهی برای مطالعهی چگونگی حرکتکردن انسانهای اولیه و خویشاوندان ما اشاره کردهاند.
سیستم دهلیزی گوش درونی با سه کانال نیمدایرهای حلقهدار، اطلاعاتی را درموردی موقعیت و نحوهی حرکت حیوان در فضا به مغز ارسال میکند. این کانالها پر از مایع و موهای ظریفی می باشند که حرکت را تشخیص خواهند داد و به نگه داری اعتدال پشتیبانی میکنند.
[ad_2]
منبع




