تکنولوژی

مغز ما می‌تواند چهره‌های جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی را تشخیص دهد

[ad_1]

تا همین چند سال پیش، پژوهشگرها و سازندگان انیمیشن تنها قادر به ترسیم چهره‌های انسان‌مانندی بودند که واقعی به نظر نمی‌رسیدند. فیلم‌هایی همانند قطار قطبی که در سال ۲۰۰۴ انتشار شد، علتگیج شدن مخاطب شدند، چرا که چهره‌ی شخصیت‌ها تقریباً به انسان شباهت داشتند و علتسقوط مخاطب به دره‌ای وهمی می‌شدند. این حالت وقتی به وجود می‌آید که چهره‌های مصنوعی یا حتی رباتیک با وجود شباهت بسیاری به انسان، علائمی تصنعی را در خود نشان خواهند داد.

پیشرفت‌های تازه در فناوری هوش مصنوعی (AI) می‌تواند به معنی عبور از دره وهمی باشد. چهره‌های مصنوعی اکنون شباهت بسیاری به چهره‌های واقعی دارند. اگر تا بحال به وب‌سایت ThisPersonDoesNotExist.com رفته باشید، با بازدید مدام از آن می‌توانید تعداد نامحدودی چهره‌ تشکیل کنید که هیچ‌کدام متعلق به افراد واقعی نیستند. بلکه این چهره‌های ترکیبی با الگویتم هوش مصنوعی موسوم به «شبکه مولد تخاصمی» یا GAN تشکیل شده‌اند. این شبکه ترکیبی از دو شبکه‌ی عصبی است و مدل‌های کامپیوتری آن بر پایه چگونگی اتصال نورون‌ها در مغز طراحی شده‌اند.

شبکه‌های عصبی با یکدیگر رقابت می‌کنند. یکی از آن‌ها تصاویر محتمل و جدیدی را تشکیل می‌کند (در این نمونه‌ چهره‌ها) و فرد دیگر برای تفکیک تصاویر واقعی از تصاویر جعلی تلاش می‌کند. مولد از طریق یک حلقه‌ بازخورد، برای تشکیل تصاویر قانع‌کننده آموزش می‌بینند که در نهایت تفکیک‌کننده قابلیت تشخیص تصاویر جعلی را از دست می‌دهد.

سیستم با منفعت گیری از مجموعه‌ی تصاویر واقعی در کنار تصاویر تولیدشده با مولد، مثالهای کاملاً تازه و واقع‌گرایانه‌ای از چهره‌ها را می‌سازد. مولد نهایی هم تصاویری را تشکیل می‌کند که روی وب‌سایت می‌توانید ببینید. بر پایه یافته‌ها، افراد به‌سختی می‌توانند چهره‌‌های واقعی را از چهره‌ افراد غیرواقعی تفکیک کنند. بر پایه یک بازدید، شرکت‌کنندگان تنها ۴۸٫۲ درصد اوقات تشخیص صحیح داشتند که این آمار حتی از گمان اتفاقی با دقت ۵۰ درصد هم بدتر است. آن‌ها این چنین چهره‌های مصنوعی را قابل اعتمادتر از چهره‌های واقعی برسی کردند.

بر پایه پژوهشی دیگر، چهره‌های مصنوعی از لحاظ درجه‌ی واقع‌گرایی، رتبه‌ی بیشتری را نسبت به چهره‌های واقعی گرفتند. علت این قضیه هم می‌تواند این باشد که چهره‌های جعلی زیاد تر اوقات، معمولی‌تر از چهره‌های واقعی می باشند، در نتیجه این چهره‌ها در فریب مخاطب کارکرد بهتری دارند.

آگاهی ناخودآگاه در مغز

پژوهشگرهای استرالیایی در آزمایشی دیگر به بازدید عمیق توانایی انسان برای تفکیک چهره‌های واقعی و مصنوعی پرداختند. در اولین آزمایش، شرکت‌کنندگان آنلاین نتوانستند تصاویر واقعی و مصنوعی را از یکدیگر تشخیص دهند و باز هم چهره‌های مصنوعی را واقعی‌تر از چهره‌های واقعی برسی کردند.

بااین‌حال دومین آزمایش داستانی متفاوت داشت. گروه جدیدی از شرکت‌کنندگان این بار در آزمایشگاه کلاه‌های الکترومغزنگاری (EEG) را روی سر خود گذاشتند. الکترودهای تعبیه‌شده در این کلاه‌ها به اندازه‌گیری فعالیت الکتریکی در مغز شرکت‌کنندگان پرداختند.

[ad_2]

منبع

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا