هنگامی صحرا، منبع نور میبشود؛ تلاش کشورهای خلیج فارس برای قطب شدن در صادرات برق تجدیدپذیر!_مستطیل زرد

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی مستطیل زرد
به نقل از تجارت نیوز، برای چندین دهه، کشورهای حوزه خلیج فارس به گفتن ستون فقرات بازار جهانی نفت شناخته میشدند. نفت، اقتصاد این کشورها را شکل داد و جایگاه ژئوپلیتیکیشان را در نقشه انرژی جهان تثبیت کرد. اما اکنون، همان کشورهایی که روزگاری در قلب تجارت نفت قرار داشتند، به جستوجو تشکیل تحولی شگرف در سبد انرژی خود می باشند.
اکنون، با دقت به بحران تغییرات اقلیمی، افزایش تقاضای جهانی برای انرژی پاک، و تعهدات بینالمللی برای افت گازهای گلخانهای، انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر از پیش مورد دقت قرار گرفتهاند. در این مسیر، کشورهای خلیج فارس – شامل امارات، عربستان سعودی، عمان و قطر – تصمیم گرفتهاند که نه تنها در داخل مرزهای خود از انرژیهای پاک منفعتبرداری کنند، بلکه در قامت صادرکنندگان بزرگ برق تجدیدپذیر به جهان ظاهر شوند.
این تحول نگرش از وابستگی به سوختهای فسیلی به اندوختهگذاری در انرژی پاک، نهتنها به دلایل زیستمحیطی بلکه برای ضمانت آینده اقتصادی منطقه است. در این گزارش، به بازدید عمل های کلیدی، پروژههای در دست اجرا، زمانها و چالشهایی که این کشورها در مسیر تبدیل شدن به قطب انرژی پاک در پیش دارند، خواهیم پرداخت.
رونق پروژههای انرژی تجدیدپذیر در منطقه
اکنون، کشورهای حوزه خلیج فارس در حال اجرای پروژههای بزرگی در عرصه انرژی خورشیدی، بادی و حتی هستهای می باشند. برای نمونه:
- امارات متحده عربی با ساخت نیروگاههای خورشیدی عظیمی همانند پارک خورشیدی محمد بن راشد و منفعتبرداری از نیروگاه هستهای براکه، اکنون بیشتر از ۳۵ درصد برق خود را از منبع های کمکربن فراهم میکند.
- عربستان سعودی مقصدگذاری کرده است تا تا سال ۲۰۳۰، نیمی از برق تولیدی خود را از منبع های تجدیدپذیر فراهم کند. ظرفیت انرژی پاک این سرزمین در سال جاری به ۱۲.۷ گیگاوات میرسد و برنامهریزی شده تا به ۱۳۰ گیگاوات در آخر دهه برسد.
- عمان و قطر نیز با تشکیل نیروگاههای خورشیدی و برنامهریزی برای شراکت در پروژههای منطقهای و بینالمللی، در حال برداشتن قدمهای بزرگ در این مسیر می باشند.
همه این عمل های نشاندهنده تغییری بنیادین در نگاه انرژی منطقه است. کشورهایی که روزگاری با نفت خام شناخته میشدند، اکنون به جستوجو صدور برق پاک می باشند؛ آن هم نه به طور محدود، بلکه در مقیاس بینقارهای.
زیرساختهای اتصال بینالمللی: کابلهایی که قارهها را به هم وصل میکنند
گسترش تجارت برق تجدیدپذیر، تنها با تشکیل انرژی کافی محقق نمیبشود. لازمه مهم آن، وجود زیرساختهای انتقال و اتصال منطقهای و بینالمللی است. در همین جهت، کشورهای منطقه در حال گسترش پروژههای عظیمی می باشند که بتوانند برق تشکیل شده را به بازارهای نیازمند در اروپا، آسیا و آفریقا منتقل کنند.
مثالهایی از این پروژههای زیرساختی
- پروژه ADNOC – TAQA:
این پروژه با قیمت ۳.۸ میلیارد دلار در امارات، اولین سیستم انتقال زیردریایی برق در خاورمیانه است که از انرژی خورشیدی و هستهای منفعت گیری میکند. کابلهای HVDC در این پروژه، برق پاک را از خشکی به سکوهای فراساحلی انتقال خواهند داد و به افت ۳۰ درصدی انتشار کردن گازهای گلخانهای در قسمت دریایی پشتیبانی میکنند. - پروژه Xlinks (مراکش – بریتانیا):
پروژهای پیشگامانه برای انتقال برق تجدیدپذیر از مراکش به بریتانیا از طریق کابل زیردریایی ۴۰۰۰ کیلومتری. این کابل، بزرگترین کابل HVDC جهان خواهد می بود و قرار است ۸٪ از برق مورد نیاز بریتانیا را فراهم کند. اندوختهگذاران بزرگی همانند TAQA، Total Energies، Octopus و GE در این پروژه شراکت دارند. - پروژه اتصال عربستان – مصر:
پروژهای استراتژیک برای تبادل ۳ گیگاوات برق بین عربستان و مصر. این پروژه این چنین بستری فراهم میکند برای اتصال کشورهای خلیج فارس به شبکه برق مدیترانه و اروپا. - شبکههای مدیترانهای:
مطرح جامع “ارتباطات متقابل مدیترانهای” شامل ۱۹ پروژه پیشنهادی برای اتصال کشورهای اروپایی به شمال آفریقا و خاورمیانه از طریق کابلهای زیر دریا است. پروژههایی همانند اسپانیا – مراکش، ایتالیا – تونس و قبرس – مصر از جمله این موارد می باشند.
این شبکهها میتوانند کشورهای GCC را به اروپای شرقی و جنوبی متصل کنند و عرصهساز صادرات پایدار و سودآور برق پاک باشند.
چالشها: بازار کجاست؟
اگرچه پتانسیل فنی و زیرساختی در حال گسترش است، اما یک حلقه مفقوده هم چنان باقی مانده: بازار برق فعال و یکپارچه در منطقه خلیج فارس.
مطابق گزارشها، اکنون تجارت برق بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس زیاد محدود است و فقطً نزدیک به ۰.۱۵٪ از کل تشکیل برق را شامل میبشود. در حالی که در اتحادیه اروپا این رقم نزدیک به ۵٪ است.
مشکل مهم اینجاست که:
- ساختارهای بازار برق در زیاد تر کشورهای GCC تا این مدت مبتنی بر رقابت نیست.
- تنها عمان دارای بازار برق داخلی قابل خرید وفروش است.
- ارتباطات شبکهای بین کشورها وجود دارد، اما مبادله برق بر پایه سیگنالهای قیمت و تقاضا نیست.
رابین میلز، تحلیلگر انرژی، در گزارشی از موسسه AGSIW نوشته است که بدون وجود یک بازار برق منطقهای، اتصالها و کابلها نمی توانند نقش واقعی خود را ایفا کنند. در واقع، ساختار بازار پیششرط تجارت بینالمللی برق است.
آیندهنگری رهبران منطقه: جشن آخر نفت
نگرش طویل مدت در سطح رهبری نیز حکایت از عزم جدی برای عبور از عصر نفت دارد. شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، چندین دفعه اصرار کرده که کشورش آماده است تا “روز جشن گرفتن برای صدور آخرین بشکه نفت” را توانایی کند.
این جمله نماد یک دگرگونی استراتژیک است. برای تحقق این چنین چشماندازی، کشورهای منطقه باید:
- تشکیل برق تجدیدپذیر را بهطور مداوم افزایش دهند.
- در زیرساختهای ذخیرهسازی انرژی همانند باتریهای بزرگ مقیاس اندوختهگذاری کنند.
- اتصالهای برق فرامنطقهای را تحکیم کنند.
- بازارهای رقابتی برق را راهاندازی کنند.
تنها در این صورت است که خلیج فارس میتواند از نقش سنتی صادرکننده نفت، به رهبر بازار جهانی برق پاک تبدیل بشود.
کشورهای حوزه خلیج فارس به جستوجو انرژی پاک
به نقل از oilprice، کشورهای حوزه خلیج فارس در مقطع تاریخی مهمی قرار دارند. آیندهای که در آن دیگر نفت نقش محوری در اقتصاد ایفا نمیکند، بلکه برق پاک، انرژی بادی و خورشیدی، و زیرساختهای دیجیتالمحور می باشند که اقتصاد منطقه را میسازند.
با دقت به منبع های طبیعی مناسب برای انرژی تجدیدپذیر، اندوختهگذاریهای عظیم، و اراده سیاسی قوی، خلیج فارس میتواند تا دهه آینده، نقش کلیدی در فراهم برق پاک اروپا و آسیا ایفا کند.
اما پیروزی این مسیر به یک شرط مهم بستگی دارد: تشکیل بازار برق رقابتی و یکپارچه منطقهای. تنها در این صورت است که پروژههای زیردریایی، نیروگاههای خورشیدی عظیم و پلتفرمهای ذخیرهسازی به قیمت واقعی خود خواهند رسید.
اگر کشورهای خلیج فارس بتوانند این حلقه مفقوده را نیز کامل کنند، بدون شک آینده انرژی جهان – سبز و پایدار – از این منطقه خواهد گذشت.
دسته بندی مطالب
[ad_2]




