چرا درمان همهگیری تنهایی زیاد سخت است؟_مستطیل زرد

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی مستطیل زرد
ریچارد وایسبورد، روانشناس و مدرس دانشگاه هاروارد در ماههای اولیه سال ۲۰۲۰ همراه با قرنطینهی دنیاگیری کووید-۱۹، مطالعهی جدیدی را اغاز کرد. به نظر او تنهایی یا شبح آن در همه جا وجود دارد. دو سال قبل، وایسبورد مطالعهای از سیگنا، اراعهدهندهی بیمه خواند که نشان میداد ۴۶ درصد از آمریکاییها بعضی اوقات یا همیشه حس تنهایی میکنند که در سال ۲۰۱۹، با تکرار مطالعه، تعداد به ۵۲ درصد افزایش یافت. وایسبورد فکر میکرد، در قرنطینه این آمار زیاد زیاد تر شده است.
وایسبورد میخواست بداند تنهایی برای افراد تنها چه احساسی دارد؟ عواقب احتمالی آن چیست؟ و چه چیزی علتآن میبشود؟ به سختی میتوان به این سوالها جواب داد؛ چون تنهایی احساسی مرکب یا چندبعدی است؛ یعنی عناصر غم و اضطراب، هراس و دلشکستگی را دربرمیگیرد. تواناییی تنهایی، شخصی و به شدت ذهنی (درونی) است که به نحوه تفکر شخص بستگی دارد. یک کارمند در یک خواربارفروشی شلوغ میتواند به شدت تنها باشد، همان گونه که فردی گوشهنشین که در غار زندگی میکند، میتواند تنهایی را در خوشبختی کامل تحمل کند.
تنهایی را نباید با انزوا نادرست گرفت. زیاد تر محققان برای راحتی زیاد تر، تا این مدت از تعریفی منفعت گیری میکنند که تقریباً سه دهه پیش، در اغاز دههی ۱۹۸۰ توسط روانشناسان اجتماعی ابداع شد. تنهایی به گفتن «تفاوت بین سطوح مطلوب و دستیافته در روابط اجتماعی فرد» توصیف شده که متأسفانه، این تعریف نیز زیاد ذهنی است.
وایسبورد که پروژهای در هاروارد در رابطه سلامت و رفاه را رهبری میکند، برای فهمیدن بحران تنهایی جاری، یک نظرسنجی ۶۶ سوالی ساخت و آن را برای نزدیک به ۹۵۰ نفر در سرتاسر ایالات متحده ارسال کرد. به استثنای چند عبارت مستقیم همانند «در چهار هفته قبل، چند بار حس تنهایی کردهاید؟»، اکثر سوالات بهطور غیرمستقیم تنهایی را از زوایای گوناگون مورد بازدید قرار خواهند داد؛ برای مثال آیا افرادی در زندگیتان وجود دارند که نظرات شما را در رابطه چیزهایی که برایتان مهم می باشند، جویا شوند؟
تنهایی یک همهگیری است که در جامعهی امروزی زیاد تر حس میبشود
برخی از دیگر سوالات سوالنامه شامل این موارد می بود: «آیا حس میکنید زیاد تر با مردم ربط برقرار میکنید تا آنها با شما؟» یا «آیا فردی بیشتر از چند دقیقه زمان گذاشته است تا از شما بپرسد که حالتان چطور است، طوری که حس کنید واقعاً به شما اهمیت میدهد؟»
هنگامی نتایج به دست آمد، وایسبورد از گستردگی مشکل تنهایی شوکه شد؛ ۳۶ درصد از جوابدهندگان در ماه قبل حس تنهایی مزمن و ۳۷ درصد نیز حس تنهایی گهگاهی را توانایی کردند. در بین افرادی که حس تنهایی میکردند، ۴۶ درصد انها گفتند که زیاد تر با مردم ربط برقرار میکردند تا مردم با آنها و ۱۹ درصد حس میکردند که هیچکس خارج از خانواده اصلاً به آنها اهمیت نمیدهد.
در فوریه ۲۰۲۱، در حالی که هاروارد تصمیم داشت کلاسهای حضوری را از سر بگیرد، تیم وایسبورد نتایج نظرسنجی را انتشار کرد و بر مسائل اجتماعی عمیق در آمریکا پافشاری کرد. این یافتهها دقت بسیاری را به خود جلب کرد و تعداد بسیاری خود را در آن شریک دیدند.
یک نظرسنجی از مؤسسهی نظرسنجی گالوپ در سال ۲۰۲۱ نشان داد که ۲۵ درصد از بزرگسالان زیاد تر حس تنهایی میکنند و تقریباً ۴۰ درصد از جوانان بهطور منظم این چنین احساسی دارند. اگرچه این اعداد اندکی بهبود یافته است، ۲۵ درصد از آمریکاییها تا این مدت نسبت به قبل از دنیاگیری، حس تنهایی بیشتری میکنند.
عکاس: Andrew Gook
سال قبل، ویویک مورتی، جراح عمومی ایالات متحده، گزارشی انتشار کرد که در آن تنهایی را یک بیماری همهگیر نامید که زیاد تر از دیابت یا چاقی بر آمریکاییها تأثیر میگذارد. این چنین سازمان جهانی بهداشت تنهایی را بهگفتن یک نگرانی جهانی برای سلامت عمومی، طبقهبندی کرد. تنهایی همانند افسردگی و اضطراب به یک نوشته داغ در فرهنگ تبدیل شده و تشکیل مقالات متعدد، کتابهای خودیاری، پادکستها و حتی استارتاپهایی با تمرکز روی تنهایی را در پی داشته است.
ژاپن و بریتانیا، حتی وزرای تنهایی را منصوب کردند که ماموریت دارند عمق بحران را کنترل کنند و آن را بهبود بخشند، چه از طریق کمپینهای آگاهی عمومی یا ابتکارات، همانند طرحی در بریتانیا که در آن از نامهرسانها خواسته شد تا با ساکنان مسن در مسیرهای خود تماس بگیرند.
کوششها برای از بین بردن تنهایی زیاد تر نشان خواهند داد که عمل های سادهای همانند تماس تلفنی، ایمیل یا ملاقات میتواند با برگشت دادن ارتباطات اجتماعی ازدسترفته، مشکل را حل کند. بااینحال، این دیدگاه پیچیدگیهای زندگی مدرن را نادرست فهمیدن میکند و امکان پذیر حواس را از مشکلات عمیقتری همانند بیگانگی، انزوا، بیاعتمادی و قطع ربط منحرف کند. این مسائل ناشی از تضعیف نهادها و سنتهایی است که وقتی مردم را به هم مرتبط میکردند و پرداختن به آنها به چیزی بیشتر از برگشت به قبل نیاز دارد.
برخلاف اضطراب یا افسردگی، تنهایی یک نگرانی نسبتاً مدرن است، فی باند آلبرتی، مورخ، در کتاب خود با گفتن «بیوگرافی تنهایی» اشاره میکند که تنهایی، طوری که ما امروز آن را فهمیدن میکنیم، تا بعد از دههی ۱۸۰۰ بهطور گسترده در جهان غرب مورد او گفت و گو قرار نگرفت.
تنهایی یک نگرانی نسبتاً مدرن است
صحیح نیست که بگوییم که قبل از دههی ۱۸۰۰ هیچکس کلمهی تنهایی را نمیشناخت؛ اما تنهایی همیشه با احساسات منفی همراه نبوده است. در حالی که این کلمه در آثار شکسپیر و رمان رابینسون کروزوئه ظاهر شد، تنهابودن به اختصاصی در شرایط زندگی شلوغ قبل، زیاد تر به گفتن تواناییای مثبت برداشت میشد.
فی باند آلبرتی، خاطرنشان میکند که قبل از قرن نوزدهم، تنهایی همان وزن عاطفی امروزی را نداشت. تحقیقات او مشخص می کند که ذکر «تنهایی» در ادبیات انگلیسی تقریباً تا دهه ۱۸۲۰، وقتی که این کلمه یک دفعه زیاد رایج شد، وجود نداشت. این تحول همزمان با تغییرات سریع در جامعه همانند جنگ، صنعتیشدن و شهرنشینی می بود که جوامع سنتی را از هم پاشاند و مردم را به جستجوی راههای جدیدی برای گفتن عوارض عاطفی این تغییرات سوق داد.
در دههی ۱۹۵۰، دانشمندان آمریکایی اغاز به کاوش در رابطه تنهایی به گفتن یک نوشته مدرن کردند و عرصه را برای مطالعات تنهایی فراهم کردند. دیوید رایزمن، جامعهشناس، تنهایی را به تغییرات اجتماعی در آمریکای بعد از جنگ مرتبط میدانست. رایزمن در کتاب خود به نام «جمعیت تنها» گفت که چطور رفاه، آمریکاییها را به تمرکز بر داراییهای مادی و قیاسهای اجتماعی سوق میدهد؛ رفتاری که او آن را «دیگرمحوری» نامید. این اتفاق، به کلمه امروزی فومو (هراس از بقیه جا ماندن) شباهت دارد. وقتی که مردم نمیتوانستند به آنچه که دیگران از آن لذت میبرند دست یابند، حس تنهایی اغاز میشد.
برخی از متخصصان تنهایی را یک حالت پزشکی شدید، همانند به افسردگی، با اثرات ناتوانکننده میدانند. لوئیز هاوکلی و جان کاسیوپو، روانشناسان آمریکایی در یک آزمایش از هیپنوتیزم برای القای تنهایی در شرکتکنندگان منفعت گیری کردند. این کار به افزایش سختی خون و التهاب افراد منجر شد و نشان داد که تنهایی مستقیماً بر سلامتی تاثییر میگذارد. هنگامی که القای تنهایی همه شد، شاخصهای سلامتی آنها بهبود یافت.
تنهایی سیگنالی بیولوژیکی است که برای انگیزهدادن به ما برای جستجوی ارتباطات اجتماعی و حمایتطراحی شده است
در مطالعهای دیگر از هاوکلی و کاسیوپو، شرکتکنندگان از یک فعالیت اجتماعی کنار گذاشته شدند تا نشان دهند که تنهایی، شبیه درد فیزیکی، علتایجاد جواب درد در مغز میبشود. این جواب همانند گرسنگی، سیگنالی بیولوژیکی است که برای انگیزهدادن به ما برای جستجوی ارتباطات اجتماعی و حمایتطراحی شده است.
تنهایی میتواند به چرخهای خودتقویتکننده تبدیل بشود، جایی که هراس و اضطراب افراد را قانع میکند که قیمت برقراری ربط را ندارند و علتمیبشود حس کنند در دام افتاده و بهطور فزایندهای منزوی شدهاند. مطالعهای که توسط دانیل مایتلند، روانشناس، در سال ۲۰۲۱ انجام شد، نشان داد که هنگامی از افراد تنها خواسته میبشود جزئیات شخصی را به اشتراک بگذارند، استرس بسیاری را توانایی میکنند که مشخص می کند صدمهپذیری، چالشی بزرگ برای آنها است. این کار علتمیبشود پیشنهادهای سنتی برای پیوستن به فعالیتهای اجتماعی بی فایده باشد، چون این چنین گردهماییهایی برای تعداد بسیاری منسوخ شده و دلنشین نیستند.
رابرت پاتنم در کتاب «بولینگ تنهایی»، به افت شراکت آمریکاییها در سازمانها و گروههای اجتماعی اشاره کرد. تقریباً ۲۵ سال سپس در سال ۲۰۲۴، تعداد کمتری از آمریکاییها در قیاس با اواسط قرن بیستم ازدواج میکنند. تعداد افرادی که به تنهایی زندگی میکنند بیشتر از سه برابر شده و به ۲۹ درصد رسیده است. اما متاهلبودن لزوما از تنهایی جلوگیری نمیکند، چون ازدواج بد میتواند زیاد منزویکننده باشد و به همین ترتیب، تنها زیستن همیشه به معنی تنهابودن نیست.
وجود کمتر در مراسم مذهبی نیز مثالی از افت فعالیتهای سنتی جامعه است. وایسبورد معتقد است جوامع مذهبی جایی است که بزرگسالان با کودکان دچار خواهد شد، از قیمتهای اخلاقی دفاع میکنند و کودکان را دچار سؤالات اخلاقی بزرگ میکنند. او میگوید مذهبیشدن زیاد تر را نظر نمیکند؛ اما در آن جنبههای دینی که شما حس میکنید نسبت به اجداد و فرزندان خود تعهداتی دارید، ساختاری برای مقابله با غم و اندوه وجود دارد. باید بفهمیم چطور آن جنبههای دین را در زندگی سکولار بازتولید کنیم.
ویسبورد و میلنا باتانوا، مدیر تحقیق و برسی پروژه، در یک نظرسنجی بعدی دریافتند که تعداد بسیاری از جوابدهندگان تنهایی خود را به فقدان «ربط معنیدار» نسبت خواهند داد؛ حتی وقتی که توسط دیگران احاطه شدهاند. نزدیکی عاطفی و نه وجود فیزیکی، زیاد تر نوشته مهم می بود و برخی نیز حس کمقیمتشدن یا قطع ربط با اطرافیانشان داشتند.
کارکردن اسایش چندانی به همراه نمیآورد، چون تعداد کمتری از آمریکاییها در حرفهی خود معنی اشکار میکنند، به خصوص با افزایش کار از راه دور که ساخت جامعه را با مشکل روبه رو میکند. افراد مسنتر به گمان زیاد در محل کار ربط معنیدار و دوستان صمیمی اشکار کردهاند، در حالی که افراد جوانتر به علت تحول به سمت دورکاری و ارتباطات مجازی با مشکل دوستیابی دست و پنجه نرم میکنند.
همهگیری تنهایی، اثرات ماندگاری بر تعامل های اجتماعی گذاشته است؛ به طوری که تعداد بسیاری از افراد با تواناییهای اجتماعی ضعیف از قرنطینه خارج شدند. بهطور همزمان با افزایش اشکال تعامل دیجیتالی بدون اصطکاک همانند سیستمهای پرداخت خودکار و تحویل غذا، اتفاقای شکل گرفت که برخی از کارشناسان «پیلهساختن» مینامند؛ یعنی عقبنشینی به دنیای دیجیتالی که فاقد ارتباطات معنیدار مردم است.
iStock
جولیان هولت لانستاد، استاد روانشناسی و علوم اعصاب در دانشگاه بریگهام یانگ، اشاره کرد که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰، آمریکاییها زمان بیشتری را بهتنهایی و زمان کمتری را با دوستان و خانواده میگذرانند. دادهها از این نوشته حمایتمیکند و مشخص می کند که تعداد بسیاری از مردم با مسائل مربوط به روابط دست و پنجه نرم و حس میکنند که ربط خوبی با افراد ندارند. این قضیه مشخص می کند که تعداد بسیاری از آمریکاییها حمایتاجتماعی مورد نیاز خود را، چه به علت تنهایی و چه به علت انزوای واقعی، دریافت نمیکنند.
از لحاظ تاریخی، اوج تنهایی با تغییرات عمده اجتماعی همزمان شده است. اریک کلایننبرگ، جامعهشناس، خاطرنشان میکند که تنهایی زیاد تر در زمان تغییرات فرهنگی، همانند ظهور رادیو در اغاز دههی ۱۹۰۰، ظهور فرهنگ ماشین، و تغیرات اجتماعی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به یک نگرانی مهم تبدیل شد. به حرف های کلایننبرگ، از تنهایی زیاد تر برای توضیح ناراحتی منفعت گیری میبشود که هنگامی تغییرات فرهنگی زیاد سریع اتفاق میافتد و افراد نمی توانند خود را تطبیق دهند، حس میکنند.
همهگیری تنهایی امروزه زیاد عمیق است؛ چون در مقیاس بیسابقهای رخ میدهد که ناشی از تغییرات شدید در زندگی اجتماعی، از جمله اختلال در کارکرد سیاسی، مشکلاتهای سلامت روان و دگرگونی ارتباطات از طریق اینترنت است. تعداد بسیاری از مردم اشتیاق خود را به قبل، وقتی که ارتباطات اجتماعی نیرومندتر به نظر میرسید، ابراز میکنند، اما این نوستالژی امکان پذیر راهحل واقع بینانهای برای بحران جاری اراعه ندهد. در عوض، کوششهایی همانند تشویق فعالیتهای حضوری و پرورش اشکال سنتی جامعه امکان پذیر پشتیبانی کند، به گمان زیادً مشکل را بهطور کامل حل نمیکند.
احتمالا راهحل تنهایی راههای تازه تعامل باشد
تاریخ مشخص می کند که تغییرات اجتماعی زیاد تر به شکلهای تازه جامعه منجر میبشود تا برگشت به اشکال قدیمی. به گفتن مثال، در طول انقلاب صنعتی، مردم به جای عقبنشینی به زندگی روستایی، با ساختن جوامع شهری تازه سازگار شدند. بهطور شبیه، راه خروج از تنهایی امروزی امکان پذیر شامل پذیرفتن اشکال جدیدی از ربط باشد، همانند مواردی که توسط تلفنهای هوشمند و اینترنت انجام میبشود که میتواند با وجود فاصلهی فیزیکی، روابط معناداری تشکیل کند.
تکامل تعامل های اجتماعی درحالحاضر، با پلتفرمهای آنلاین به مردم امکان میدهد تا به راه حلهایی که قبلا غیرممکن می بود، ربط برقرار کنند. این چنین فرصتی امکان پذیر بخشی از فرآیند سازگاری گستردهتر باشد. به عبارت دیگر، دورهی جاری از تنهایی میتواند یک مرحله انتقالی باشد که در آن جامعه با حقیقتهای تازه سازگار میبشود و راههای جدیدی برای ربط و حمایتاز یکدیگر اشکار میکند.
در نهایت، بحران تنهایی امکان پذیر نشاندهندهی یک قدم تکاملی به سمت اشکال تازه باهمبودن باشد؛ جایی که با وجود جدایی فیزیکی، افراد راههایی برای اتصال مجدد و تشکیل روابط معنادار در دنیای مدرن اشکار میکنند.
دسته بندی مطالب
[ad_2]




