آیا حیات زمینی بیشتر از پنج انقراض جمعی را پشت سر گذاشته است؟_مستطیل زرد

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی مستطیل زرد
خلاصه مقاله:
- در طول تاریخ زمین، پنج اتفاقات انقراض جمعی بزرگ به ثبت رسیده است. اولین انقراض جمعی بزرگ زمین، با انجماد سیاره در نزدیک به ۴۴۵ میلیون سال پیش رقم خورد. در آن زمان، تحول اقلیم علتانقراض ۸۵ درصد از گونههای دریایی شد.
- دومین انقراض بزرگ، با گرمایش زمین رقم خورد و تأثیر تعداد بسیاری بر حیوانات دریایی داشت. سومین و بزرگترین انقراض، بیشاز ۸۰ درصد از گونههای دریایی و ۷۰ درصد از مهرهداران زمینی را نابود کرد. چهارمین انقراض، خزندگان را از بین برد. پنجمین انقراض، نزدیک به ۶۵ میلیون سال پیش، با برخورد سیارکی به زمین رقم خورد و دایناسورها را منقرض کرد.
- برخی دیرینشناسان اعتقاد دارند که انقراضهای جمعی بیشتری نسبت به پنج انقراض شناختهشده وجود دارد. به علت افتاسبق فسیلی و تحول معیارهای شناسایی انقراض، تعداد این رویدادها میتواند افزایش یابد. برخی نیز اعتقاد دارند که زمین اکنون در ششمین انقراض جمعی قرار دارد، چون تخریب زیستبومها توسط انسانها به شدت گونههای گوناگون را به ورطه نابودی میکشاند.
- انقراضهای جمعی نقش مهمی در شکلدهی به تاریخ حیات در زمین داشتهاند و زیاد تر به ظهور گونههای جدیدی منجر شدهاند. آگاهی از این نوشته میتواند به ما پشتیبانی کند تا از آثار منفی فعالیتهای انسانی بر تنوع زیستی زمین جلوگیری کنیم و نقش خود را به گفتن حافظان زیستبومها، به درستی ایفا کنیم.
اولین فاجعهی عظیم در حیات زمین، با گسترش یخ در سراسر سیاره رقم خورد. در ابتدا، موجودات اولیهای همانند تریلوبیتها، مرجانها و بازوپایان، تکامل یافتند و در اعماق کم سواحل دنیای گرم و گلخانهای، به خوبی رشد کردند. اما نزدیک به ۴۴۵ میلیون سال پیش، به دلایلی که هم چنان کاملاً شناخته نشدهاند، آبوهوای زمین سرد و یخبندان شد. یخچالهای عظیم، آب دریاها را در یخهایشان محبوس کردند و مناطق کمعمق ساحلی که محل سکونت تعداد بسیاری از گونهها بودند، خشک شدند.
خشکی سواحل به انقراض تعداد بسیاری از گونههای زمین منجر شد. هنگامی اقلیم در طول میلیونها سال بعدی مجدد گرم شد، زیستگاههای یخی مجدد در آب دریاها غرق شدند، اما تغییرات سریع علتفشار بر گونههایی شد که از تغییرات اولیه جان سالم به در برده بودند. این دو ضربهی متوالی، علتشد که ۸۵ درصد از گونههای دریایی ناپدید شوند. دیرینشناسان از این دوره به گفتن اولین انقراض جمعی بزرگ جهان یاد میکنند.
انقراض، بخشی از زندگی است. اکثریت قریب به اتفاق گونههایی که تابه حال بر روی سیارهی ما تکامل یافتهاند، دیگر وجود ندارند. حتی هنگامی حیات به تکامل و عکس العمل به شرایط متغیر زمین ادامه میدهد، هر طوری که میبینیم سرانجام از بین میرود. برخی گونهها با باقی گذاشتن گونههایی از نوادگان خود، به داستان چند میلیارد سالهی حیات خود در زمین ادامه خواهند داد، برخی دیگر نیز آخرین نمایندگان نسل خود می باشند. اما همهی گونهها در نهایت به سرنوشت شبیهی دچار خواهد شد. با این حال، در بعدعرصهی ثابت تکامل و انقراض، دورههایی وجود داشته که گونهها، سریع تر از ظهور گونههای تازه ناپدید شدهاند.
سلینا کول، دیرینشناس از دانشگاه اکلاهما میگوید برای فهمیدن تاریخ حیات، ابتدا باید انقراض را فهمیدن کنیم. ناپدید شدن سریع گونهها میتواند زیستبومها را به شکلی اساسی تحول دهد و آنچه را که به گفتن «تاریخ حیات» میشناسیم، عوض کند. برخی از این ارتباطات آشکار می باشند، همانند هنگامی که خویشاوندان پیشپستاندار ما تقریباً ۲۵۲ میلیون سال پیش نابود شدند و خزندگانی از جمله دایناسورهای اولیه، بعد از آن به تعداد انبوهی در زمین گسترش یافتند. سایرین نیز به همان اندازه مهم می باشند، اگرچه سرنوشت آنها به اندازهی موارد قبلی مهیج نیست.
ناپدید شدن سریع گونهها، زیستبومها را به شکلی اساسی تحول میدهد
کول میگوید یکی از مثالهای مورد علاقهی او، انقراض سیستمهای صخرهای آبی عظیم در اتفاقات انقراض دونین پسین است که ساختارهای فیزیکی صخرهها را از محیطهای کمعمق در امتداد سواحل حذف کرد و سیستم گردش آب را تحول داد. این دوره به گفتن «عصر زنبقهای دریایی» شناخته میبشود که ردهای از شاخهی خارپوستان می باشند. هنگامی که اشکال گوناگون حیات به طور ناگهانی از روی زمین ناپدید خواهد شد، گمان حیات روی زمین نیز تحول میکند.
فهمیدن این ارتباطات و شناخت «دیرینشناسی» به گفتن شاخهای از علم، زمان وقتی طویل را به خود تعلق داده است. دیرینشناسان تأثیر فجایع جهانی بر تکامل را در اغاز قرن نوزدهم شناسایی کردند، اما در اواخر قرن بیستم، شناخت اسبق دادهای فسیلی و دسترسی به کامپیوترها، به متخصصان امکان داد تا دورههای عجیبی را شناسایی و مقداریسازی کنند که در آنها، اشکال بسیاری از حیات، یک دفعه ناپدید و با موجودات فرد دیگر جانشین شدند.
در سال ۱۹۸۲، دیرینشناسانی به نام جک سپکوسکی و دیوید رائوپ، پنج اتفاقات بزرگ را شناسایی کردند که در طول ۵۵۰ میلیون سال قبل رخ داده می بود. در این پنج اتفاقات نرخ انقراض به شدت افزایش یافت. اما سؤالی که دیرینشناسان با آن روبه رو شدهاند، این است که آیا انقراضهای جمعی بیشتری نسبت به آنچه در ابتدا شناسایی شده می بود، رخ داده است یا خیر.
اکنون، نوشته موردمناقشهی برخی محققان این است که آیا حیات زمینی در ششمین اتفاقات انقراض جمعی قرار دارد یا خیر، اگرچه شکی نیست که انسان ها به تخریب زیستبومها، از بیابانها تا اعماق دریاها ادامه دادهاند. اما برخی دیرینشناسان گمان میکنند که امکان پذیر پیش از زمان ما نیز رویدادهای انقراض جمعی بیشتری رخ داده باشد. شمارش دقیق این رویدادها، به اسبق فسیلی و نحوهی تشخیص انقراض جمعی از دیگر مشکلاتهای زیستشناختی بستگی دارد.
پنج اتفاقات انقراض بزرگ
اولین اتفاقات از پنج اتفاقات انقراض جمعی بزرگ، نزدیک به ۴۴۵ میلیون سال پیش در وقتی رقم خورد که به گفتن مرز بین دورههای اردویسن و سیلورین شناخته میبشود. در آن زمان، ماهیان و گیاهان زمینی تا این مدت نسبتاً نو بودند. متخصصان گمان میکنند که در آن زمان، فورانهای آتشفشانی به شدت اقلیم جهانی و سطح اکسیژن را تحول دادند.
دومین اتفاقات، اتفاقات انقراض دِوُنین پسین، خوشهای از فجایع است که بین ۳۵۹ و ۳۷۲ میلیون سال پیش در دورهی دونین رقم خورد. دو ضربهی انقراضی، صخرههای آبی و جانورانی همانند تریلوبیتها را بهشدت تحت تاثییر قرار داد. اگرچه دلایل این دگرگونیها بهطور کامل شناخته نشده است.
سومین و بزرگترین اتفاقات انقراض بزرگ، اتفاقات انقراض پرمین تریاسه، نزدیک به ۲۵۲ میلیون سال پیش رقم خورد و به گفتن سختترین انقراض در نظر گرفته میبشود. فورانهای آتشفشانی عظیم در تلههای سیبری به گرمایش سریع زمین، اسیدی شدن اقیانوسها، افت اکسیژن و آثار فرد دیگر منجر شد که بیشاز ۸۰ درصد از گونههای دریایی و بیشاز ۷۰ درصد از خانوادههای مهرهداران زمینی را نابود کرد. این اتفاقات، به خویشاوندان پیشپستاندار ما صدمه رساند و علتشد تا «عصر خزندگان» در دورهی تریاسه اغاز بشود.
فورانهای شبیه اتفاقات انقراض سوم که در نزدیک به ۲۰۱ میلیون سال پیش در آخر دورهی تریاسه در پانگهآ (ابرقارهی عظیم پیشاتاریخی) رقم خورد، خزندگان را از بین برد و به دایناسورها امکان داد تا در دوران ژوراسیک، دورهی رخداد چهارمین انقراض جمعی شناختهشده، برجستهتر شوند. چهارمین اتفاقات به گفتن اتفاقات انقراض تریاسه ژوراسیک شناخته میبشود.
آخرین اتفاقات انقراض جمعی، اتفاقات انقراض کرتاسه پالئوژن، نزدیک به ۱۳۵ میلیون سال سپس و در وقتی رقم خورد که سیارکی حدوداً ۱۰ کیلوتری به زمین برخورد کرد و در عرض چند ساعت تا چند سال، تنوع زیستی سیاره را بهشدت افت داد. این برخورد نه تنها دایناسورها را نابود کرد و گروههایی همانند پتروسورها را کاملاً از بین برد، بلکه علتصدمه شدید به پستانداران، پرندگان، مارمولکها و دیگر گروههایی شد که ما آنها را به گفتن «بازماندگان» این اتفاقات میشناسیم.
همه پنج اتفاقات انقراض بزرگ، به علت مقیاس و شدتشان، آنقدر قوی و اثرگذار بودند که برای زمان وقتی زیاد طویل، دوام آوردند. دیرینشناسان تغییرات کیفی این رویدادها و گروههای کاملی از جاندارانی را که ناپدید شدند و این چنین جزئیات این دگرگونیها همانند تعداد گونههای منقرضشده در هر گروه بازمانده را محاسبه کردهاند.
بازنگری در تعداد انقراضهای جمعی
کول میگوید متخصصان طبق معمولً انقراض جمعی را به گفتن رویدادی تعریف میکنند که از نظر زمینشناسی سریع رخ میدهد، مقدار ۷۰ درصد یا بیشاز ۷۰ درصد از گونهها را نابود میکند و جانداران را در سراسر جهان، در زیستبومهای گوناگون، تحت تأثیر قرار میدهد.
با این وجود، هیچ تعریف استانداردی برای انقراض جمعی وجود ندارد. پدرو مونارز، دیرینشناس از دانشگاه کالیفرنیا لسآنجلس، میگوید پنج انقراض بزرگ هم چنان برجسته می باشند، چون این رویدادها جهانی و فراگیر بودند و به وضوح، ترکیب تنوع زیستی را در سراسر سیاره تحول دادند. اما چگونگی دستهبندی تأثیر دیگر تغیرات بر تنوع زیستی، تا این مدت در بین محققان او گفت و گوبرانگیز است.
تعداد انقراضهای جمعی به گمان زیادً با پیشرفت فهمیدن پیشاتاریخ، تحول خواهد کرد. نه تنها اسبق فسیلی ناقص است، بلکه دانش متخصصان از آنها نیز کامل نیست. به نظر میرسد که برخی موجودات منقرض شدهاند، اما میلیونها سال سپس مجدد در اسبق فسیلی ظاهر خواهد شد. محققان این اتفاق را «آرایه لازاروس» مینامند. ظهور ناگهانی گونههای ناپدیدشده، برای مثال، کشف علمی یک تهیخار زنده (راستهای کمیاب از ماهیها) در سال ۱۹۳۸، علتایجاد «شجرهنامههای ارواح» میبشود، یعنی خطی از یک نسل که باید وجود داشته باشد اما تا این مدت کشف نشده است.
زمین امکان پذیر تا ۱۶ انقراض جمعی را توانایی کرده باشد
این چنین، با اصلاح بازههای وقتی و مجموعه دادهها، رویدادی که قبلاً به گفتن انقراضهای جمعی شناخته میشد، امکان پذیر به مشکلاتهای تنوع زیستی یا دیگر بلایای طبیعی تقسیم بشود که به سطح فاجعههای جهانی یا تعریف کلمه «انقراض جمعی» نمیرسند. کول میگوید انقراض جمعی اواخر دونین تا حدودی ناشی از افت تعداد گونههای تازه در حال تکامل می بود، نه فقط افزایش انقراض. بدین ترتیب، برخی محققان را واداشت که دیگر رویدادها را نیز بشمارند و سپس، علتشد که برخی محققان رویدادهای فرد دیگر را به جز پنج اتفاقات بزرگ، شمارش نکنند.
اکنون، مقصد متخصصان، تشخیص نشانههای انقراضهای جمعی از طریق اسبق دردسترس است. مونارز میگوید: «به نظر من، در طول تاریخ فسیلی قطعاً بیشتر از پنج اتفاقات انقراض جمعی وجود دارد.» با این حال، هرآنچه بر پایه اسبق فسیلی در قسمتی از جهان به گفتن انقراض جمعی ظاهر میبشود، امکان پذیر رویدادی محلی باشد که همزمان در دیگر نقاط دیده نمیبشود. رویدادهای انقراض کوچکتر امکان پذیر در مناطق خاصی متمرکز شده باشند، اما لزوماً به طور جهانی رخ نداده باشند. این قبیل رویدادها نیز به گفتن نشانهای از انقراض جمعی واقعی در نظر گرفته خواهد شد.
تفاسیر متفاوت از رویدادی که به گفتن انقراض جمعی شناخته میبشود، در این چنین ملاحظاتی نقش دارد. مطالعهای که اغاز سال جاری انتشار شد، نشان داد که در طول ۵۴۱ میلیون سال قبل، امکان پذیر تا ۱۶ انقراض جمعی رخ داده باشد که با فعالیتهای آتشفشانی و بعضی اوقات با برخوردهای سیارکی مرتبط بودند.
تعداد رویدادهای انقراض، با استناد بر معیارهای متفاوت برای شناسایی انقراضهای جمعی، به طور چشمگیری زیاد تر میبشود؛ چون با تحول معیارهای شناسایی، محدودیت انقراض بزرگ به رویدادهایی افزایش مییابد که ۴۰ درصد یا بیشاز ۴۰ درصد از جنسهای فسیلی شناختهشده، در دورهای مختصر منقرض شده باشند.
اما کول خاطرنشان میکند که مطالعهی سال جاری نیز پنج انقراض بزرگ را برجسته میکند و ماهیت باقی رویدادهای انقراض کوچکتر، به نحوهی دستهبندی دانشمندان بستگی دارد. کول میگوید: «تفاسیر از زمانبندی، زمان و علت هر اتفاقات انقراض در این که آیا آن را به گفتن انقراض جمعی طبقهبندی میکنیم یا خیر، نقش دارند.»
چالشهای شناسایی انقراضهای جمعی
چگونگی تعریف انقراضهای جمعی، نوشته مهم مباحثات علمی درموردی ششمین انقراض جمعی است. محققان در رابطه این که آیا ما اکنون در ششمین انقراض جمعی قرار داریم یا خیر، به او گفت و گو میپردازند. اگرچه ماستودونها و دیگر بزرگزیاگان و غولپیکرانی که در آخر آخرین عصر یخبندان از بین رفتند، زیاد تر به گفتن نمادهای این انقراض نقل خواهد شد، شاخصههای واقعی بحران بزرگ در بین بیمهرگان، گیاهان و موجودات کمتر شناختهشده نیز یافت میبشود که زیاد تر از دید ما نهان میهمانند.
تعداد گونههای ناپدیدشده امروزی با مشخصات انقراض جمعی همخوانی دارد
بر پایه بازدیدهای انجامشده در سال ۲۰۲۲، تعداد گونههای بیمهرگانی که امروزه در حال ناپدید شدن می باشند، به طور قاطق با مشخصات انقراض جمعی همخوانی دارد. به گفتن مثال، بیشتر از ۷٫۵ درصد از گونههای شناختهشده از نرمتنان، در طول ۵۰۰ سال قبل منقرض شدهاند. گیاهان نیز با فشارهای شبیه انقراضی روبه رو می باشند، چون آنها زیاد تر در برتری حفاظت نیستند، در حالی که پایه و مبنا تعداد بسیاری از زیستبومها را راه اندازی خواهند داد.
این که آیا رقم های نشانگر انقراض جمعی فرد دیگر می باشند یا خیر، مطمئناً هم چنان نوشته او گفت و گوبرانگیزی خواهد می بود، اما محققان خاطرنشان میکنند «تنوع زیستی که دنیای ما را ایناین چنین دلنشین، قشنگ و کاربردی میکند، ناغافل و با سرعتی بیسابقه ناپدید میبشود.»
تکامل حیات در زمین، روایت داستانی از پیشرفت مدام یا تعدیل خطی نیست. انقراضهای کوچک و بزرگ بر آنچه که ما به گفتن «درخت زندگی» میشناسیم، تأثیر گذاشتهاند. مونارز میگوید: «هرچند امکان پذیر این نوشته وحشتانگیز به نظر برسد، انقراضهای جمعی نقش مهمی در شکلدهی به تاریخ حیات در سیاره ایفا کردهاند و زیاد تر به اشکال جدیدی از حیات، امکان ظهور و شکوفایی دادهاند.» در واقع، مبنای حداقلی انقراض گونهها (مقدار معمول انقراض گونهها) به مرور زمان افت یافته است.
حیات امکان پذیر از زمان اغاز تا بحال، آنقدر بقا یافته باشد که گونههای تازه مقاومتر شده باشند. مونارز میگوید: «انقراضهای جمعی به گمان زیادً مقاومت تعداد بسیاری از گونههای حیوانات جهان را افزایش دادهاند و آنها را در برابر انقراض طبیعی مقاومتر کردهاند.» این نوشته غمانگیز است، چون نشاندهنده فشاری است که ما در این لحظه بر تنوع زیستی زمین داخل میکنیم.
بحران امروزی، دلیلی اساسی برای فهمیدن چگونگی تأثیر انقراض بر شکلدهی حیات در زمانهای قبل است. افزایش دانش و آگاهی زیاد تر از رویدادهای دوران پیشاتاریخ، امکان پذیر به ما پشتیبانی کند تا در این راستا، تصمیمات عمدهای اتخاذ کنیم و به گفتن بزرگترین تقصیر کار، ششمین فاجعه جهانی را رقم نزنیم یا حداقل نقش خود را از عوامل محرک انقراض، به حافظان زیستبومها تحول دهیم.
دسته بندی مطالب
[ad_2]




