کسب وکار

قتل پدرزن سپس از مصرف شیشه/ با توهم این که پدرزنم تصمیم کشتنم را دارد او را هل دادم و…

[ad_1]

متهم که پدرزنش را در پی توهم شیشه زده‌، ادعا کرده او را به قتل نرسانده است.

به نقل از اعتمادآنلاین، یک سال قبل خبر گم شدن مرد میانسالی به نام یعقوب به ماموران داده شد. پلیس تحقیقات خود را اغاز کرد و فهمید شد آخرین نفری که با این مرد ربط داشته، دامادش آرش بوده است. آرش سپس از دیدار با پدرزنش مفقود شده ‌می بود؛ اما در پی ردیابی‌های ماموران شناسایی و بازداشت شد.

آرش به پلیس او گفت: با پدرزنم آخرین بار در زمین خلوتی اطراف تهران سخن بگویید کردم و سپس از آن دیگر از او خبر ندارم.

سپس از این که ماموران به محل رفتند جسد مرد میانسال را اشکار کردند. تحقیقات پزشکی قانونی نشان می‌داد یعقوب بر تاثییر داخل شدن ضربات سنگینی بر بدنش جان باخته ‌است. با انجام بازجویی مجدد از آرش، او به قتل اعتراف کرد و او گفت برای اختلاف با همسرش این کار را کرده است.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

متهم در جلسه دادگاه سپس از این که با خواست قصاص از سوی اولیای‌ دم مواجه شد، در جایگاه ایستاد. او تهمت قتل به عمد را قبول نکرد و او گفت از پدرزنش کینه‌ای به دل نداشته و او را نکشته و فقط این مرد را هل داده است.

در آخر قضات داخل شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. رأی صادره در دیوان عالی سرزمین مورد بازدید قرار گرفت و نقض شد.

متهم برای بار دوم پای میز محاکمه رفت. با دقت به این که همسر او رضایت داده می بود دیگر اولیای‌ دم در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند.

هنگامی نوبت به آرش رسید، او تهمت را قبول نکرد و او گفت: همسرم قهر کرده و به خانه پدرش رفته می بود. من رابطه زیاد خوبی با پدرزنم داشتم. به او زنگ زدم و قرار گذاشتم تا با هم سخن بگویید کنیم. به محل قرار رفتم و آنجا پدرزنم با دخترش تلفنی سخن بگویید کرد و سپس از این که تلفن را قطع کرد من به توهم این که پدرزنم تصمیم کشتنم را دارد او را هل دادم و پرت کردم. شیشه مصرف کرده ‌بودم و حالم زیاد خراب می بود برای همین هم دچار توهم شدم. پدرزنم روی زمین افتاد و غلت خورد و من هم با او غلت خوردم، سپس او را روی دوشم گذاشتم که به بیمارستان برسانم؛ اما زورم نرسید و از هراس فرار کردم. من تصمیم کشتن او را نداشتم و برای اعتیاد و تحت تاثییر توهم این کار را کردم.

با آخر جلسه دادگاه، قضات برای تصمیم‌گیری داخل شور شدند.

 

[ad_2]

منبع

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا